
َقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا
پیامبر عرضه داشت: پروردگارا! این قوم من از قرآن دورى جستند.
این سخن و این شکایت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) امروز نیز همچنان ادامه دارد، که از گروه عظیمى از مسلمانان به پیشگاه خدا شکایت مى برد که این قرآن را به دست فراموشى سپردند، قرآنى که رمز حیات است و وسیله نجات قرآنى که عامل پیروزى و حرکت و ترقى است ، قرآنى که مملو از برنامه هاى زندگى مى باشد، این قرآن را رها ساختند و حتى براى قوانین مدنى و جزائیشان دست گدائى به سوى دیگران دراز کردند!
هم اکنون اگر به وضع بسیارى از کشورهاى اسلامى مخصوصا آنها که زیر سلطه فرهنگى شرق و غرب زندگى مى کنند نظر بیفکنیم مى بینیم قرآن در میان آنها به صورت یک کتاب تشریفاتى درآمده است ، تنها الفاظش را با صداى جالب از دستگاههاى فرستنده پخش مى کنند، و جاى آن در کاشى کاریهاى مساجد به عنوان هنر معمارى است ، براى افتتاح خانه نو، و یا حفظ مسافر، و شفاى بیماران ، و حداکثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مى کنند.
حتى گاه که با قرآن استدلال مى نمایند هدفشان اثبات پیشداوریهاى خود به کمک آیات با استفاده از روش انحرافى تفسیر به راءى است .
در بعضى از کشورهاى اسلامى مدارس پر طول و عرضى به عنوان مدارس تحفیظ القرآن دیده مى شود، و گروه عظیمى از پسران و دختران به حفظ قرآن مشغولند، در حالى که اندیشه هاى آنها گاهى از غرب و گاه از شرق ، و قوانین و مقرراتشان از بیگانگان از اسلام گرفته شده است ، و قرآن فقط پوششى است براى خلافکاریهایشان .
آرى امروز هم پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فریاد مى زند: خدایا! قوم من قرآن را مهجور داشتند!
مهجور از نظر مغز و محتوا، متروک از نظر اندیشه و تفکر و متروک از نظر برنامه هاى سازنده اش !(تفسیر نمونه)
به دنبال قرآنی بودم در قطع جیبی غیر از ترجمه استاد الهی قمشه ای و آیت اله مکارم* که همراهم باشد و همراهش باشم. تمام نمایشگاه قران تهران را گشتم و انچه میخواستم نبود. از قطع جیبی صرف نظر کردم و غرفه ها را مجدد به دنبال قرانی گشتم اگر جیبی نیست لا ااقل سایز بندیش مناسب باشد و خیلی قطور و حجیم نباشد.مفاتیح که نمی خواستم بخرم!
اما آنچه می یافتم که ظاهرش را میپسندیدم و مناسب بود ترجمه آن دو بزرگوار بود و آنچه ترجمه دیگر اساتید بود یا اندازه اش مناسب نبود یا ناشر در انتخاب تهذیب اوج بی سلیقه گی را به کار برده بود و قرانی چاپ کرده بود که تهذیبش چشم آزار بود و مناسب خواندن نبود و بواسطه ظاهر زیبایش باید در طاقچه قرار میگرفت و آنچه شد باعث گردیدتا قرآنی بی ترجمه تهییه کنم که اگر خیلی جا نمی فهممش لا اقل همراهم است.
به دیگر سخن آنچه از نمایشگاه قران سال پیش دستگیرم شد این بود که ظاهرن ناشران هر چند چاپ و نشر مصحف شریف برایشان به عنوان یک محل و سود تضمین شده است به واسطه آنکه مردم بلاخره برای قرار گرفتن بر طاقچه خانه شان نیاز به قران دارند لیکن این قدر ذوق و سلیقه در چاپ آن به خرج نمی دهند که قرانی منشر کنند که خوانده هم شود! و همین میشود که آنچه اکثر مان در خانه مان به عنوان قرانی که محل رجوعمان است داریم همین قران های چاپ سعودیست که در قطع مناسب و کاغذی مرغوب به چاپ رسیده اند.
احیانن اگر هوس و یا دغدغه ای برای نفسیر خواندن هم باشد اوضاع اسفناک ترست، دوستی میگفت میخواستم تفسیر یکی از سوره ها را بخوانم به هر کتاب فروشی که رفتم و گفتم فلان جلد از فلان تفسیر را میخوام گفتند شرمنده تفسیر را باید به صورت دوره ای بخرید و اگر یک جلدش را به شما بدهیم دوره مان ناقص می شود. آخر الامر هم از کهنه فروشی های اطراف انقلاب به صورت اتفاقی پیدا کرده بود و خریده بود.
*- قران هایی که در منزل به آنها دسترسی داشتم ترجمه این دو استاد بزرگوار بود، لذا قرانی با ترجمه دیگری، میخواستم
منبع: sajjad.ruhollah.org